پاسخ به: معنی دقیق Back off

#1563

معنی و معادل فعل ترکیبی ( Phrasal verb ) Back off :

Back off

بی خیال شدن (محاوره)، دست برداشتن (از)

مثال:

Back off, Mom, I’m old enough to make my own decisions!

بی خیال شو مامان! من به اندازه کافی بزرگ شدم که خودم تصمیم بگیرم.

A spokesman says the president has backed off from his threat to boycott the conference.

سخنگویی می گوید که رئیس جمهور از تهدید خود برای تحریم کنفرانس دست برداشته است.