پاسخ به: معنی دقیق hang in there

#2790

معنی اصطلاح پر کاربرد و عامیانه و البته محاوره ای و غیر رسمی hang in there به فارسی:

Hang in there

بی خیال نشدن، ول کن نبودن، دست نکشیدن، دست بردار نبودن، چسبیدن به کاری یا چیزی، شانه خالی نکردن (شونه خالی نکردن)، تسلیم نشدن

مثال:

Work can get tough in the middle of a term but hang in there and it’ll be OK.

کار می تواند در میانه‌ی دوره سخت شود اما بیخیال نشو (ول کن نباش) و همه چیز درست خواهد شد.

Hang in there – exams are almost over.

بی خیال نشو (شونه خالی نکن و تا آخر ادامه بده) – امتحانات تقریباً تمام شده است.