پاسخ به: معنی کلمه ی represent

#2823

دقیقاً به این معنی نیست اما در حالت مجهول به مثال زیر توجه کنید:

Women were well/poorly represented at the conference.

زنان در کنفرانس به خوبی/به شکل بدی نمایندگی شدند. (یعنی کسانی که به نمایندگی از آنها آمده بودند نتوانستند یا توانستند به خوبی از حقوق آنها دفاع کنند)

برای بیان معادل دقیق کلمه reprezent که دو معنی اصلی را با خود همراه دارد می توان از معادل های زیر استفاده کرد:

Reprezent /ˌrep.rɪˈzent/ (رِپری زِنت)

1. نمایندگی کردن (کسی یا چیزی) 2. ارائه کردن، ارائه دادن (نشان دادن و …)

مثال:

They chose a famous lawyer to represent them in court.

یک وکیل مشهور را انتخاب کردند تا آنها را در دادگاه نمایندگی کند. (به نمایندگی از آنها در دادگاه حاضر شود)

I sent my husband to represent me at the funeral.

شوهرم را فرستادم تا من را در مراسم تدفین نمایندگی کند. (شوهرم را به نمایندگی از خودم به مراسم تدفین فرستادم)

Ed Smythe represents Barnet.

اد اسمیث منطقه بارنت را نمایندگی می کند. (در مجلس)

This book represents ten years of thought and research.

این کتاب 10 سال تفکر و تحقیق را ارائه می دهد. (این کتاب نتیجه 10 سال تحقیق و تفکر است)