پاسخ به: معنی Cut corners به فارسی

#2913

معنی اصطلاح Cut corners به فارسی:

Cut corners (with)

سر و تهش رو هم آوردن، ماست مالی کردن، از گوشه های کاری یا چیزی برای صرفه جویی یا سهولت انجام و … زدن، سر و ته کاری یا چیزی را هم آوردن (with)، در کاری یا چیزی صرفه جویی کردن

مثال:

It is certainly not a sensible move to cut corners with national security.

مسلماً هم آوردن سر و ته (صرفه جویی کردن برای) امنیت ملی، حرکت عقلانی و درستی نیست.

My mom often had to cut corners when we were kids in order to feed all of us.

وقتی ما بچه بودیم، مامانم برای اینکه بتونه به همه ما غذا بده، اغلب سر و تهش رو می زد. (یعنی غذای کمتری می داد تا به همه برسه)