پاسخ به: معنی He’s almost done

#3134

done به عنوان صفت به معنی تمام شده است که بیشتر در محاوره و مکالمه عامیانه مورد استفاده قرار می گیرد.

Be done with something/someone

کار کسی با کسی یا چیزی تمام شدن

معنی عبارت He’s almost done به فارسی:

He’s almost done.

کارش تقریباً تمومه (کار او تقریباً تمام است)

مثال:

The painting is almost done

نقاشی تقریبا تمام است.

I’m done with it.

کارم باهاش تمومه. (دیگه باهاش کاری ندارم)

I’m fed up with you lot! I’m done with you for ever! (thefreedictionary)

از دست تو خسته شدم! برای همیشه کارم با تو تمومه! (برای همیشه دیگه باهات کاری ندارم)