پاسخ به: معنی get together

#3220

معنی افعال get together و get-together به فارسی:

get together

دور هم جمع شدن، با هم بودن، گرد هم آمدن (غیر رسمی)، همدیگر را دیدن

get-together

دورهمی، مهمانی خودمانی، گردهمایی خودمانی

مثال:

Shall we get together on Friday and go for a drink or something? (cambridge)

میشه جمعه با هم باشیم و بیریم بیرون یه چیزی بنوشیم؟

A family get-together

یک دورهمی خانوادگی