پاسخ به: معنی time frame به فارسی

#3370

معنی time frame به فارسی:

Time frame

محدوده زمانی، دوره زمانی، چارچوب زمانی، بازه زمانی

مثال:

The work had to be done in a time frame of fourteen working days. (Oxford)

کار می بایست در یک بازه زمانی 14 روزه (14 روز کاری) انجام می شد.