پاسخ به: معنی matchmaker

#3508

معنی و معادل فارسی matchmaker همراه تلفظ:

Matchmaker /ˈmatʃmeɪkər/ (مَچ مِیکِر)

1. همسریاب، دلال ازدواج، زوج یاب 2. دلال یا واسط بین چند طرف قرارداد

Matchmaking

همسریابی، ترتیب دهی ازدواج بین دو نفر، زوج یابی

Matchmaking services

خدمات همسریابی، خدمات زوج یابی