پاسخ به: معنی Lead astray به فارسی

#3544

معنی Lead astray به فارسی

Lead someone astray

گمراه کردن، به گمراهی کشاندن، از راه به در کردن، منحرف کردن کسی، به اشتباه انداختن، به اشتباه هدایت کردن

مثال:

Many people are led astray by strong feelings (Oxford)

بسیاری از مردم به خاطر احساسات بیش از حد به اشتباه می افتند.

We drove east to Rostock, where my map led me astray.

ما به سمت شرق (روستوک) رانندگی کردیم، جایی که نقشه، من را گمراه کرد (به اشتباه انداخت).