پاسخ به: معادل و معنی doom به فارسی

#3583

معادل و معنی doom به فارسی همراه تلفظ:

Doom /duːm/ (دوم)

1. محشر، رستاخیر (متون دینی مسیحیت) 2. فنا و ویرانی، شومی 3. محکوم کردن به (مشکلی، شکست یا …)

مثال:

we’re all doomed.

همگی به فنا رفتیم! همگی بیچاره شدیم (می شویم)

The effort is doomed to failure. (cambridge)

تلاش محکوم به شکست است.

He was doomed to be a one-term president like Jimmy Carter. (cambridge)

او محکوم شد به یک رئیس جمهور یک دوره ای شدن مانند جیمی کارتر.

A sense of doom hung over the entire country. (cambridge)

یک حس فنا (ویرانی و شومی) کل کشور را گرفت.