پاسخ به: I have a hunch به فارسی

#7531

معنی فعل غیر رسمی و محاوره ای have a hunch به فارسی:

have a hunch

یه حسی داشتن در مورد چیزی، حدس زدن (حس درونی)، گمان کردن (بدون مدرک به حقیقت چیزی باور داشتن)

مثال:

I have a hunch that we’re going to be good partners for each other.

یه حسی بهم میگه (حدس میزنم) که ما قرار همکارای خوبی برای همدیگه باشیم.