پاسخ به: Prompt به فارسی

#8201

معنی کلمه prompt به فارسی همراه تلفظ:

prompt /prɒm(p)t/ (پرامپت)

1. با عجله بیان کردن، بی درنگ گفتن 2. باعث شدن، سبب شدن 3. بی درنگ، بدون معطلی (صفت) 4. دقیقاً (قید) 5. اعلان، پیام واره (کامپیوتر)

در جمله مذکور:

Trelawney prompted delicately.

ترلانی بی درنگ با نکته سنجی (دقت) فراوان گفت.