پاسخ به: معنی و معادل فارسی کلمه Restrict

#970

فعل « Restrict » به معنی محدود کردن است و با حرف اضافه To می تواند همراه شود. تلفظ و معنی و چند مثال:

Restrict /rɪ’strɪkt/ (ری اِستریکت): محدود کردن

Restrction /rɪ’strɪkʃən/ (ری اِستریکشِن): محدودیت

There were concerns that the deal would restrict the use of other photo services.

نگرانی هایی وجود دارد که این قرارداد استفاده از خدمات عکاسی را محدود می کند.

Perhaps your government is restricting your right to free assembly?

شاید حکومت شما در حال محدود کردن حق شما برای آزادی اجتماع (اجتماع آزاد) است؟

You must remember we have important restrictions about the amount of players we have.

شما باید به یاد داشته باشید که ما محدودیت های مهمی در مورد میزان بازیکنان خود داریم.