معنی و معادل law enforcement

نمایش 1 پاسخ رشته ها
  • نویسنده
    نوشته‌ها
    • #5647 پاسخ
      Avatarمهدی
      0

      معنی و معادل law enforcement به فارسی چیست؟

    • #5649 پاسخ
      0

      معنی و معادل law enforcement به فارسی:

      law enforcement

      1. اعمال قانون 2. نیروی انتظامی، اداره اعمال قانون

      مثال:

      law enforcement officer

      افسر نیروی انتظامی، افسر اعمال قانون

      Law enforcement officials in the area were alerted of the suspect’s escape. (merriam-webster)

      مقامات اداره اعمال قانون (نیروی انتظامی) در منطقه به دلیل فرار مظنون هشدار داده شدند.

نمایش 1 پاسخ رشته ها
پاسخ به: معنی و معادل law enforcement
اطلاعات شما: