Grip به فارسی

نمایش 1 پاسخ رشته ها
  • نویسنده
    نوشته‌ها
    • #3792 پاسخ
      Avatarسینا
      0

      ببخشید معنی دقیق grip  رو میخواستم . و کاربرد آن در جملات و عبارات

    • #3793 پاسخ
      0

      معنی فعل و اسم grip به فارسی همراه تلفظ:

      grip /ɡrɪp/ (گریپ)

      1. محکم گرفتن 2. چسبیدن به، گیر کردن به 3. وجود کسی را در برگرفتن، در بر گرفتن 4. ساک (نوعی کیف) 5. در برگیری، کنترل 6. گیرایی، گیر محکم 6. توجه کسی یا چیزی را جلب کردن

      مثال:

      The baby gripped my finger with her tiny hand. (cambridge)

      بچه انگشت من را با دست کوچک خود محکم گرفت.

      Pain gripped him. (collinsdictionary)

      درد او را در بر گرفت. (درد وجود او را گرفت)

      Then he turned towards me, and I was suddenly gripped by fear. (cambridge)

      بعد او رو به من کرد و ترس وجودم را گرفت.

      He will do anything to keep his grip on power. (cambridge)

      هر کاری خواهد کرد تا کنترل خود را روی قدرت حفظ کند.

نمایش 1 پاسخ رشته ها
پاسخ به: Grip به فارسی
اطلاعات شما: