Hang off

نمایش 1 پاسخ رشته ها
  • نویسنده
    نوشته‌ها
    • #7141 پاسخ
      Avatarسینا
      0

      استاد ببخشید شما فرمودید off برای جدایی و دور شدن از یک چیز یا یک جا بکار می ره .  میخواستم بدونم  توی کلمه ی hang off چطور این off معنی میده ؟

      The ornaments hang off the chandelier.

      مثلا خوی این جمله میگه جواهرات یا زیور آلات از لوستر آویزان  بودند .

      توی این جمله فلسفه ی offچی هست ؟ زیور آلات که هنوز چسبیده به لوستر هستند نه جدا .

    • #7143 پاسخ
      0

      البته اینکه گفته شد در زمان انگلیسی بیان جهت بسیار مهم تر از زبان فارسی و پرکاربرد هست، یک قاعده کلی است و استثنائاتی هم دارد. زبان با نامحدودیت هایی که دارد می تواند بسیاری از مرزها و قواعد گرامری خود را جابه جا کند.

      اما در این جمله نیز جهت off مشخص هست و به سمت خارج و بیرون اشاره دارد. در کل فعل hang off یک فعل مرکب می باشد. معانی hang off در فارسی:

      hang off

      1. آویزان بودن، آویزان شدن (از) 2. عقب ماندن، عقب افتادن 3. منتظر ایستادن و اقدامی نکردن

نمایش 1 پاسخ رشته ها
پاسخ به: Hang off
اطلاعات شما: