It’s about time

نمایش 1 پاسخ رشته ها
  • نویسنده
    نوشته‌ها
    • #7356 پاسخ
      سینا

      استاد ببخشید در مورد معنی کلمه ی it’s about time سوال داشتم .برخی جاها به صورت (( دیگه وقتشه …)) معنی کردن و بعضی جاها به صورت ((باید زودتر …)) معنی کردن . ولی این دوتا کمی تفاوت معنایی دارند . میخواستم معنی دقیقا بدونم .  کدوم معنی درست هست ؟

      “They’re getting married.” “Well, it’s about time!”
      ((آنها ازدواج می کنند .

      خوب ، دیگه وقتشه ))

      ((آنها ازدواج میکنند .

      خوب باید زودتر ازدواج  میکردند ))

    • #7358 پاسخ

      معنی اصطلاح it’s about time به فارسی که حدوداً هیچ کدام از معانی مذکور شما را نمی دهد و در اصل به این معناست که در زیر توضیح داده می شود، شاید نتوان معادل دقیق آن را در فارسی بیان کرد:

      it’s about time

      خیلی قبل تر وقتش بود، پیش از اینها وقتش بود، وقتش رسیده بود، وقتش شده بود (اغلب در زمان آزردگی برای بیان اینکه باید چیزی زودتر اتفاق می افتاد به کار می رود)

      مثال:

      “They’re getting married.” “Well, it’s about time!”

      آ: اونها دارن با هم ازدواج می کنن

      ب: پیش از اینها وقتش بود (پیش از اینها باید ازدواج می کردن)

      A: “Tom finally moved out of his parents’ house.” B: “About time! He’s 40 years old.” (the free dictionary)

      آ: تام در نهایت از خونه والدینش اسباب کشی کرد.

      ب: وقتش رسیده بود. تام چهل سالشه.

نمایش 1 پاسخ رشته ها
پاسخ به: It’s about time
اطلاعات شما: