راهنمای ارشد

پاسخ های ارسال شده در انجمن

در حال نمایش 15 نوشته (از کل 1,920)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • در پاسخ به: معنی و ترجمه time will tell #7649
    0

    معنی و ترجمه اصطلاح time will tell به فارسی:

    time will tell

    زمان همه چیز را مشخص می کند (زمان همه چی رو معلوم می کنه)، زمان خواهد گفت، باید صبر کرد و دید، با گذشت زمان معلوم می شود، گذشت زمان نشان خواهد داد

    در پاسخ به: چطور به بگیم شخصی تحت عمل … قرار گرفته است #7644
    0

    برای بیان جمله عمل جراحی داشتن (پیوند کلیه) می توان از معادل های زیر در انگلیسی استفاده کرد:

    Undergo an operation / Undergo surgery

    تحت عمل جراحی قرار گرفتن (رسمی)

    Have an operation / have surgery

    عمل داشتن، عمل جراحی داشتن (کردن)

    ترجمه جمله مذکور به انگلیسی:

    I underwent an operation for kidney transplant.

    I underwent surgery for kidney transplant.

    من برای پیوند کلیه تحت عمل جراحی قرار گرفتم.

    I underwent surgery to have my kidney transplanted.

    برای پیوند کلیه، تحت عمل جراحی قرار گرفتم (بیشتر محاوره آمریکایی)

    I had an operation for kidney transplant.

    I had surgery for kidney transplant.

    برای پیوند کلیه، عمل جراحی داشتم. (من عمل جراحی پیوند کلیه داشتم)

    در پاسخ به: چطور به زبان انگلیسی تسلیت بگوییم؟ #7642
    0

    سلام، اگر منظور شما بیان کسر به انگلیسی است می توانید به لینک پرسش زیر مراجعه کنید، در غیر این صورت می توانید با ایجاد پرسش جدید در انجمن مربوطه، سوال خود را به صورت جداگانه و واضح مطرح نمایید:

    یک دوم و دو سوم و سه چهارم به انگلیسی

    در پاسخ به: معنی I really mean it #7639
    0

    معنی جمله I really mean it که در محاوره و مکالمه انگلیسی کاربرد دارد به فارسی:

    I really mean it

    جدی میگم (واقعاً جدی می گویم)

    در پاسخ به: معنی عبارت of در ابتدای جمله #7634
    0

    معنی of به فارسی و عبارات دیگر:

    of /əv/ (اِو)

    1. از، از سوی 2. -ِ (مالکیت) 3. مربوط به، وابسته به 4. دارای، به علت

    special interest

    مشترک المنافع، دارای یک منفعت، همسو (در مورد اشخاص و گروه ها یا سازمان ها)

    of particular interest / of special interest

    دارای اهمیت ویژه، قابل توجه، قابل اهمیت

    در پاسخ به: ((من فکر کردم منظورت اینه که … )) به انگلیسی #7628
    0

    برای بیان جمله «من فکر میکنم / کردم منظورت اینه که …» به انگلیسی می توان از جملات رایج زیر استفاده کرد:

    I think, you mean (that) …

    فکر می کنم منظورت اینه (که) …

    I guess, you mean (that) …

    فکر می کنم منظورت اینه (که) … (محاوره ای تر)

    در پاسخ به: چطور بگیم خیلی خوشگل شدی #7627
    0

    ما بیان جمله «خیلی خوشگل شدی» به انگلیسی می توان از جملات رایج زیر استفاده کرد:

    You Look Beautiful

    زیبا به نظر می رسی، زیبا شدی

    You look great

    عالی شدی

    You look hot!

    خیلی جذاب و سکسی شدی

    You’re heavenly!

    چهره ات آسمانی و زیبا شده

    You’re very pretty!

    خیلی زیبا شدی

    You look are gorgeous (You’re gorgeous)

    خیلی خوشگل شدی، خیلی باوقار شدی

    You are so adorable

    واقعاً قابل ستایش شدی

    You’re stunning!

    حیرت آور شدی

    You’re super cute!

    فوق العاده ملوس شدی

    You look like an angel

    مثل فرشته ها شدی

    You’re very charming!

    خیلی دوست داشتنی شدی

    I think you are very attractive

    فکر می کنم خیلی جذاب شدی

    You’re good-looking

    خوش قیافه هستی، خوش قیافه شدی

    You look absolutely fantastic

    واقعاً عالی به نظر می رسی

    در پاسخ به: everyone is getting on my nerves #7624
    0

    معنی جمله everyone is getting on my nerves که در محاوره و مکالمه عامیانه انگلیسی:

    get on someone’s nerves

    روی اعصاب کسی بودن، روی اعصاب کسی راه رفتن، روی اعصاب کسی رفتن، اعصاب کسی را خرد کردن

    everyone is getting on my nerves

    همه روی اعصاب من هستند. (همه دارن روی اعصاب من میرن)

    در پاسخ به: معنی جمله let me be frank #7622
    0

    معنی جمله let me be frank به فارسی که جمله ای تقریباً غیر رسمی و محاوره ای است:

    let me be frank

    بذار رو راست باشم، بذار رک باشم، بگذار رک بگویم، بگذار صریح بگویم

    در پاسخ به: معنی I’ll give you that تو محاوره #7619
    0

    معنی و معادل اصطلاح انگلیسی I’ll give you that در مکالمه عامیانه و محاوره ای به فارسی:

    I’ll give you that

    این یکی رو بهت حق می دم، تو این یکی حق با توئه (در این مورد حق با توست)، این یکی رو اعتراف می کنم، تو این یکی باهات موافق هستم، تو این یکی حق داری، تو این مورد تو اوکی هستی

    مثال:

    Oh, he’s charming enough, I’ll give you that, but I wouldn’t trust him an inch. (macmillandictionary)

    به اندازه کافی دوست داشتنیه، تو این مورد حق با توئه، اما یه ذره هم نمی خوام بهش اعتماد کنم.

    در پاسخ به: معنی ضرب المثل The end justifies the means #7616
    0

    معنی ضرب المثل و اصطلاح the end justifies the means به فارسی:

    The end justifies the means

    هدف وسیله را توجیه می کند، نتیجه خوب روش بد را توجیه می کند

    معنی تحت اللفظی ضرب المثل: پایان (کار)، وسایل و ابزار را تایید می کند.

    مفهوم کلی ضرب المثل: گاهی اوقات رسیدن به یک نتیجه خوب می تواند روش بد را هم توجیه کند.

    در پاسخ به: Go a brilliant shade of magenta #7611
    0

    باید در در فرهنگ بریتانیایی این جمله کنایه از چیست. ولی در کل مفهومی که از این جمله بر می آید کنایه از خجالت زده کردن شخص مورد تعریف و تمجید است.

    making Hermione go a brilliant shade of magenta

    کاری کرد تا هرمیون لپ هایش گل بیندازد.

    در پاسخ به: گرامر if #7606
    0

    ترجمه صحیح جمله شرطی زیر به شکل زیر است:

    It’s a simple matter if you know what you’re doing.

    موضوع ساده است اگر بدانی که در حال انجام چه کاری هستی.

    اما توضیح مختصر و مفید در مورد انواع جملات شرطی را در ادامه مشاهده کنید.

    جملات شرطی (Conditional Sentence)

    جملات شرطی برای این استفاده می‌شوند که ما حدس بزنیم چه چیزی می‌تواند اتفاق بیافتد، چه چیزی ممکن است اتفاق بیافتد و چه چیزی ما آرزو داریم اتفاق بیافتد. در زبان انگلیسی، در بیشترِ جملاتِ شرطی از if استفاده می‌شود. در بسیاری از جملات شرطی یک فعل وجود دارد که زمان آن گذشته است، در این حالت جمله شرطی اشاره به یک “گذشته غیرواقعی” دارد؛ زیرا ما از زمان گذشته استفاده می‌کنیم اما در واقع به چیزی که در گذشته اتفاق افتاده اشاره نمی‌کنیم.

    در زبان انگلیسی 5 نوع ساختار برای جملات شرطی وجود دارد که در همۀ آنها یک جمله‌وارۀ مستقل یا main clause و یک جمله وارۀ if یا if clause وجود دارد. در جملات شرطی منفی به جایِ if از unless استفاده می‌شود.

    انواع جملات شرطی:
    • جملات شرطی نوع صفر
    • جملات شرطی نوع اول
    • جملات شرطی نوع دوم
    • جملات شرطی نوع سوم
    • جملات شرطی ترکیبی

    ….

    شرطی نوع صفر

    جمله‌وارۀ نتیجه (حال ساده)، جمله‌وارۀ شرط (حال ساده)، کاربرد (واقعیات عمومی)

    شرطی نوع اول

    جمله‌وارۀ نتیجه (آینده ساده)، جمله‌وارۀ شرط (حال ساده)، کاربرد (یک شرطِ ممکن و نتیجۀ محتملِ آن)

    شرطی نوع دوم

    جمله‌وارۀ نتیجه (شرطی حال یا شرطی حال استمراری)، جمله‌وارۀ شرط (گذشته ساده)، کاربرد (یک شرطِ ممکن و نتیجۀ محتملِ آن)

    شرطی نوع سوم

    جمله‌وارۀ نتیجه (شرطی کامل یا شرطی کامل استمراری)، جمله‌وارۀ شرط (گذشته کامل)، کاربرد (یک شرطِ غیرواقعی در گذشته و نتیجۀ محتمل آن در زمان گذشته)

    شرطی ترکیبی

    جمله‌وارۀ نتیجه (شرطی حال یا شرطی کامل )، جمله‌وارۀ شرط (گذشته کامل)، کاربرد (یک شرطی غیرواقعی در گذشته و نتیجۀ محتملِ آن در زمان حال )

    جملات شرطی نوع صفر

    جملۀ شرطی نوع صفر وقتی استفاده می‌شود که زمانِ جمله اشاره به حال یا همیشه دارد و شرایط واقعی و امکان پذیر است. جملۀ شرطی نوع صفر معمولا اشاره به واقعیت عمومی دارد. زمان در هر دو بخش جملۀ شرطی نوع صفر، حال ساده است. در جمله شرطی نوع صفر به جای if بدون اینکه معنای جمله تغییر کند می توان از when استفاده کرد.

    مثال:

    If it rains, tennis lessons are held in the gym.

    اگر باران ببارد، کلاس‌های تنیس در سال برگزار می‌گردد.

    When it rains, tennis lessons are held in the gym.

    وقتی باران می‌بارد، کلاس‌های تنیس در سالن برگزار می‌گردد.

    جملات شرطی نوع اول

    این نوع جملات شرطی به زمان حال یا آینده اشاره دارند و نشان دهنده احتمال وقوع یا عدم وقوع کاری در شرایط واقعی می‌باشند. در این نوع جملات، زمان جمله‌وارۀ شرط حال ساده و زمان جمله‌وارۀ نتیجه آینده ساده است.

    مثال:

    If I find your wallet, I will tell you.

    اگر کیف شما را پیدا کنم، به شما اطلاع می‌دهم.

    در این جمله احتمال پیدا شدن کیف وجود دارد ولی مطمئن نیستیم.

    توجه: در این ساختار علاوه بر will می‌توان از should ،must ،can ،might ،may و غيره نيز استفاده کرد.

    مثال:

    If Ali jogs regularly, he may/might lose weight.

    اگر علی مرتب پیاده روی کند، ممکن است وزنش کم شود.

    در این جمله احتمال پیاده روی از سوی علی وجود دارد ولی مطمئن نیستیم حتماً این کار را انجام می‌دهد.

    نکته:

    گاه اوقات در جملات شرطی نوع اول در قسمت شرط به should بر می‌خوریم که نشان‌دهندۀ احتمال وقوع رویدادی است. در چنین جملاتی می‌توان if را حذف کرد و جمله را با should شروع کرد. در این حالت فاعل بعد از should واقع می‌شود.

    مثال:

    If I should see him today, I will tell him to call you.

    should I see him today, I will tell him to call you.

    اگر احتمالاً او را امروز ببینم، به او می‌گویم به شما زنگ بزند.

    جملات شرطی نوع دوم

    این نوع جملات شرطی نیز به زمان حال یا آینده اشاره می‌کنند ولی بر خلاف جملات شرطی نوع اول حالتی غیرممکن و غیرواقعی را توصیف می‌کنند؛ چیزی که احتمال وقوع آن وجود ندارد. در این نوع جملات، زمان جمله وارۀ شرط، گذشته ساده و زمان جمله‌وارۀ نتیجه، شرطیِ حال (مصدر بدون would + to) یا شرطیِ حال استمراری (فعل استمراری + would + be) است. توجه داشته باشید در اين نوع جملات می‌توان بجای‌ would از could يا might نیز استفاده کرد.

    مثال:

    If we had a calculator, we could work this out more quickly.

    اگر ماشین حساب داشتیم، می‌توانستیم سریعتر محاسبه کنیم.

    چون در حال حاضر ماشین حساب نداریم، امکان محاسبه سریعتر نیز وجود ندارد.

    به یاد داشته باشید که در این نوع جملات شرطی و به هنگام استفاده از زبان رسمی و نوشتاری، هنگام استفاده از فعلِ to be، همواره از شکل were استفاده می‌شود.

    مثال:

    If I were you, I would ask a lawyer for more advice.

    اگر جای شما بودم، از یک وکیل درخواست مشاوره بیشتری می‌کردم.

    نکات مهم:

    1- در جملات شرطی نوع دوم تنها هنگامی که فعلِ قسمت شرط were باشد می توان if را حذف کرده و جمله را با were شروع کرد. دراین حالت فاعل به بعد از were منتقل می‌شود.
    مثال:

    If he were home now, we could call him.

    Were he home, we could call him.

    اگر او خانه بود، به او زنگ می‌زدیم.

    2- برای بیان حالت های غیرممکن در حال یا آینده علاوه بر جملات شرطی نوع دوم، می توان از فعل wish یا عبارت if only نیز استفاده کرد. به یاد داشته باشید که در این حالت نیز برای توصیف وضعیتی غیرممکن در حال یا آینده از زمان گذشته ساده استفاده می‌کنیم و فعل to be هموار به شکل were می‌باشد.
    مثال:

    I wish/If only I had Paul’s phone number.

    ای کاش شماره تلفن پال را داشتم. (اما ندارم)

    We wish/If only we could see you tomorrow.

    ای کاش می‌توانستم فردا شما را ببینم. (اما نمی‌توانم)

    جملات شرطی نوع سوم

    این نوع جملات شرطی به وضعیتی مغایر با واقعیت در زمان گذشته اشاره داشته و حالت غیرممکن را توصیف می‌کنند. در این نوع جملات، زمان جمله‌وارۀ شرط، حال کامل (past perfect) و زمان جمله‌وارۀ نتیجه، شرطیِ کامل (حال کامل + would + have) یا شرطی کامل استمراری (فعل استمراری + would + have + been) است.

    مثال:

    If I had seen him, I would have said hello.

    اگر او را دیده بودم، سلام می‌کردم. (علت سلام نکردن من ندیدن او بوده است)

    I wasn’t hungry. If I had been hungry, I would have eaten something.

    گرسنه نبودم. اگر گرسنه بودم، چیزی می‌خوردم.

    نکات مهم:

    1- در جملات شرطی نوع سوم در هر شرایطی می توان if را حذف کرده و جمله را با Had شروع نمود.
    مثال:

    If I had had a camera, I would have taken some photos.

    Had I had a camera, I would have taken some photos.

    اگر دوربین داشتم، چند عکس می‌گرفتم.

    2- برای بیان حالت های غیر ممکن در گذشته علاوه بر جملات شرطی نوع سوم می‌توان از فعل wish یا عبارت if only نیز استفاده کرد. به یاد داشته باشید که در این حالت نیز برای توصیف وضعیت غیرممکن در گذشته از زمان ماضی بعید استفاده می‌کنیم.

    مثال:

    I feel sick. I wish/If only I hadn’t eaten so much cake.

    The weather was cold when we were away. I wish/If only it had been warmer.

    جملات شرطی ترکیبی

    این نوع جملات از ترکیب جملات شرطی نوع دوم و سوم بوجود می‌آیند. این حالت زمانی اتفاق می‌افتد که می‌خواهیم نتیجه عملی در گذشته را به حال مرتبط سازیم. در این نوع جملات، زمان جمله وارۀ شرط، گذشته کامل (past perfect) و زمان جمله‌وارۀ نتیجه، شرطیِ حال (مصدر بدون would+ to) یا شرطیِ کامل (حال کامل + would + have) است.

    مثال:

    If I had gone to the party last night, I would be tired now.

    اگر دیشب به مهمانی رفته بودم. الان خسته بودم

    If you had used the computer, it would be finished now.

    اگر از کامپیوتر استفاده کرده بود، الان کار تمام شده بود

    نکات مهم:

    1- unless به معنای «مگر» بوده و به جای if … not استفاده می‌شود.

    مثال:

    You can’t go there if you are not a member.

    You can’t go there unless you are a member.

    I wouldn’t eat this food if I were not extremely hungry.

    I wouldn’t eat this food unless I were extremely hungry.

    2- عباراتِ as long as، so long as، providing that، provided that به معنای «به شرط اینکه» می‌باشند و می‌توانند به جای if به کار روند.

    مثال:

    You can use my car as long as/so long as you drive carefully.

    Traveling by car is enjoyable provided/providing that you find somewhere to park.

    برگرفته از خانه زبان

    ویرایش و به روز رسانی: انگلیش تیم

    در پاسخ به: Raffle off #7605
    0

    معنی فعل ترکیبی یا مرکب raffle off به فارسی:

    raffle off something

    در قرعه کشی اهدا کردن،در قرعه کشی جایزه دادن چیزی، به عنوان جایزه اهدا کردن، قرعه کشی کردن، جایزه دادن

    در پاسخ به: what do you take me for #7596
    0

    معنی و معادل جمله محاوره ای و عامیانه انگلیسی what do you take me for به فارسی:

    what do you take me for?

    منو چی فرض کردی؟ (من را چه چیزی فرض کرده ای)، فکر کردی من کی هستم؟

در حال نمایش 15 نوشته (از کل 1,920)